بستن
نام کاربری:
رمز عبور:
فراموشی رمز عبور؟ عضویت
به ما بپیوندید
صفحه اصلی عضویت راهنمای عضویت سوالات متداول درباره ما تماس با ما
امروز سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷
انتخاب رنگ زمینه:
افراد آنلاین :  16
بازدید امروز : 845
بازدید دیروز : 6.891
تعداد کل بازدید :  23453491
بهترین حالت نمایش سایت
در مرورگر Firefox
بیماری یا طرز تفکر «حق من، سهم من، ارث من»

خشم، نگرانی، استرس، افسردگی، احساس ناراحتی، نارضایتی، احساس بیعدالتی و بسیاری از بیماریهای جسمانی ازجمله فشار خون، ناراحتی های قلبی و عروقی و سیستم گوارش خراب و زخم معده و انواع سرطان ها... سرمنشاء همه این بیماریها در طرز «تفکر» انسان نهفته است.


انسان با نوع تفکرو باوری که دارد میتواند در درون جهنم یا بهشت زندگی کند، یقین دارم که خداوند نیز اساس خلقت بهشت و جهنم را از الگوی فکری و ذهنی گرفته است. وقتی تفکر خاصی در ذهن انسان به چرخش می افتد، بعد از آن است که تن و روان انسان به آن فکر واکنش نشان میدهد و متناسب با آن فکر، فعل و انفعالات مختلف جسمی و روانی شکل می گیرد. یک فکر میتواند زندگی شما را بهشت بسازد و یک فکر دیگر میتواند زندگی شما را به جهنم تبدیل نماید. مثلاً وقتی فکر کنید، « مدتی  است که شوهرم می رود داخل اتاق و مشغول صحبت مخفیانه با کسی است. غلط نکنم مشغول لاس زدن با کسی باشد، هر طور شده باید سر از کارش در بیارم، حقش را کف دستش بزارم»


این تفکر به راحتی میتواند زندگی شخص شما و خانواده تانرا به باطلاق درگیری و بگومگو، بدبینی و کینه و نفرت، از دست دادن انرژی زندگی، روبرو بسازد.براثر این تفکر انگیزه کار و تلاش در خانه را از دست میدهید  چون موضوع اساسی و خطرناک ذهن شما را اشغال کرده است، نگرانی و استرس هر لحظه شما را مثل موریانه میخورد، بدن تان اندک اندک گرفتار بیماریهای مختلفی می شود که مقدمه اش از ناراحتی های گوارشی و... است.نسبت به سرنوشت فرزندان خود بی تفاوت می شوید، قدرت تحمل و بردباری در مقابل مسائل و مشکلات را از دست میدهید.


همه این مصیبت ها فقط به یک فکر گره خورده است،فکر«خیانت همسرتان». مبنای این فکر چیست؟ منفی نگری، عدم اعتماد، تفسیر نادرست شواهد،روحیه کنترل کنندگی و سلطه گری شما به جای روحیه عشق ورزی.


هدف من از این نوشتار بحث خانوادگی نیست، بلکه خواستم با یک مثال رایج وملموس ذهن شما را آماده کنم تا نقش و اهمیت افکار را در زندگی تان جدی و تعیین کننده بگیرید و اگر بخشی ازعمرتان را برای اصلاح افکارتان اختصاص بدهید، یقین بدانید جز خیر وبرکت و خوشبختی، چیز دیگری نصیب تان نخواهد شد.


اگر در این خصوص که تفکر نقش خیلی مهمی در زندگی انسان دارد با من هم رای هستید، یقین بدانید نقش تفکر و الگوهای فکری یا باورها، در سطح اجتماعی  نقش به مراتب سهمگین تری دارد. چون انرژی انباشته و متراکم تفکر و باور جمعی، یک فکر خاصی را به یک جریان عظیم سازنده و یا به یک سیلاب سهمگین و نابود کننده، تبدیل می سازد.


متاسفانه درجامعه ما یعنی ایران ما، ما مردم ایران خواه داخل نشین یا خارج نشین، دچار یک «تفکر» بسیار بسیار خطرناک و ویرانگرشده ایم که مدت زمان طولانیست موتور تخریب این تفکر مشغول نابودی «ایران» می باشد. آنقدر این ویرانی گسترش یافته که دیگر هیچ کسی شک ندارد، ما در آستانه انقراض تمدنی این سرزمین به سر می بریم.


شاید برخی از مطالب بنده با بعضی باورها و تفکرات شما سنخیت و همسویی نداشته باشد، ولی اینها تفکر بنده است و حق بیان آنرا دارم و به همین منظور میگویم که شما اگر علاقمند بودید بخوانید و اگر نبودید نخوانید.
الگوی تفکر یا بیماری مهلک «حق من، سهم من، ارث من» بخش مهمی از شالوده افکار ریز و درشت دیگر و رفتارهای جمعی ما ایرانیان را طی چند دهه اخیر بوجود آورده است. این الگوی تفکر بر زندگی و تصمیمات فردی، خانوادگی، قومی و محلی و ملی ما اثر مستقیم گذاشته و بدون اغراق میگویم در حال نابودی فردی و جمعی ما ایرانیان می باشد. اگر هرچه سریعتر اقدام به پالایش ذهنی نکنیم، و تفکر ویرانگر سهم خواهی، ارث خواهی از این سرزمین را کنار نگذاریم، در چند دهه آینده چیزی از ایران باقی نخواهند ماند، بجز یک سرزمین سوخته و از هم گسیخته!


این مسئولیت اخلاقی، انسانی، دینی ، مذهبی هر تک تک ما ایرانیان در داخل و خارج از این سرزمین می باشد. ما باید بپذیریم به خاطر اینکه در این سرزمین بدنیا آمده ایم، مالک اینجا نیستیم، صاحب سهم و ارث از این آب و خاک نیستیم! باید بفهمیم و اعتقاد پیدا کنیم که «ما متعلق به این سرزمین هستیم»، «نه این سرزمین متعلق به ما»! ما فرزند این آب و خاک هستیم، نه اینکه این خاک فرزند ما باشد.


خواننده عزیز دقت کن که من راجع به یک تفکر ناسیونالیستی صحبت نمی کنم، من راجع به یک بینش صحیح یا غلط در رابطه تک تک مان با سرزمین مان صحبت میکنم. به یک رابطه غلطی میخواهم اشاره کنم که این آب و خاک را در حال نابودی است. و در این نابودی هر کدام ما نقش ویژه ایفا میکنیم. مهم نیست که نقش اجتماعی مان چیست و ما کی هستیم: رئیس جمهوریم، فرمانده نظامی هستیم، معلم هستیم، خانم خانه داریم، دانش آموزیم و.... مهم این است که رابطه تک تک ما با وطن مان، براساس یک تفکر خطرناک و ویرانگر استوار شده است.


ما هرکدام مان از ایران سهم میخواهیم. از نفت آن سهم میخواهیم، از خاک آن سهم میخواهیم، از سیستم سیاسی و اجتماعی آن سهم میخواهیم و این سهم خواهی به تفکر «حق من» تبدیل گشته است. بزرگترین محرک ما برای شرکت در انتخابات سیاسی همین گرفتن «حق من» است. امواج سیاسی این حق خواهی که حقیقتاً «ناحق خواهی» هست، یک سیستم سیاسی را هشت سال تمام بر سرکار آورد و منابع و ثروت عمومی را بصورت چمدانی در کوچه و خیابان توزیع کرد! پولهای نفت را به صورت یارانه به تمام ایرانیان و به شکل کاملاً «عادلانه»(به این کلمه عادلانه تمرکز کنید) توزیع کردند و اکنون نیز توزیع میکنند! حتی خارج نشینان نیز مدعی بودند که «حق ما»، «سهم ما» چی شد؟


این تاراج سرزمینی فقط ریشه در این تفکر دارد که «من از این سرزمین حق دارم»
این تفکر سهم خواهی و حق طلبی، موجب فساد های عظیم و سازمان یافته شده است که اخیرا خود مسئولان به آن اذعان میکنند. سازمانهای مسئول مبارزه با فساد خودشان آلوده شده اند؟
چرا؟ چونکه همین من و شمای «حق جو» هرکجا که باشیم، در همانجا این تفکر یا این ویروس نابودگر را به کار می اندازیم! اگر شما از دزد 3هزار میلیاردی بپرسید که چرا اینهمه پول را دزدیدی و با خودت به کانادا بردی، قطعاً پاسخ خواهد داد که «حقم بود، سهمم بود، بقیه میخوردند و می بردند، بنده هم حق خودم و بچه هایم را توانستم، کنده و آوردم اینجا، نوش جانم»


این تفکرتک تک ما ایرانیان است. خواه دزد سه هزار میلیاردی باشیم، یایک جوان فوق لیسانس بیکار افتاده درکُنج خانه!


این تفکر ماست که احساسات و رفتار ما را شکل میدهد. خشم و کینه و نفرتی که گاهاً در خیابان ها خودش را نشان میدهد، فقط بخاطر احساس بیعدالتی و نابرابری در سایه همین تفکر است، و همین تفکر ممکن است درآینده، امواج ویرانگر اجتماعی را به راه بیاندازد و همه چیز را با خودش به قعر تاریخ ببرد!


امروز رفتارهای کینه توزانه و خشم آلود، در رفتارهای تک تک ما ایرانیان در صحنه های عمومی کاملاً خودش را نشان میدهد. در خیابان ها، ادارات و محلات و... همه و همه در حال سبقت برای گرفتن حق مان و سهم مان هستیم، بصورت بیرحمانه و شقاوت آمیز!


هیچ حد و مرز انسانی و اخلاقی و دینی را به رسمیت نمی شناسیم. رگ غیرت مان کاملا کلفت شده است برای تقسیم سهم. و از اینکه عده ای لاشخور توانسته اند سهم بیشتر ببرند و در گوشه و کنار این سرزمین آن را به نمایش بگذارند، خشم و غضب، احساس بیعدالتی  و نابرابری هرکدام از ما را خفه می کند!


هیچکدام نمیخواهیم سربه تن این لاکچری سوارها و لاکچری نشین ها باشد! چرا؟ چونکه معتقدیم با خوردن سهم ما و حق ما به اینجا رسیده اند؟ ولی نمیدانیم که این آخُر کاهگلی ما با آن آخُر سنگ مرمرآنها، تفاوت چندانی ندارد! پایه هردو برایده ناصواب،باطل و بر روی باتلاق قرار گرفته است، باتلاقی که هر لحظه ممکن است همه ما را با همدیگر غرق نماید!


هر تک تک ما از اینکه به فکر تاراج این سرزمین هستیم، بایدشرمسار باشیم. ممکن است شما بگوئید که من سهم چندانی نصیبم نشده، من فوق لیسانس و دکترا گرفته ام، ولی بیکارم! یا درآمد ماهانه من در حد هزینه های ده روزبخور و نمیر هم نیست،... ولی میگویم چرا سهمت را گرفته ای و آنهم تفکر«حق من کو؟» می باشد. همین تفکر دیر یا زود، وقتی به موقعیت دست یافتی، وقتی شدی آبدراچی فلان اداره، یا مسئول بهان سازمان، فعال خواهد شدو شما نیز به جمع سلف ناحقت، خواهی پیوست. منابع این سرزمین برای همین تفکر یا توله های همین تفکر که لباس های خوشگل و نرم و لطیف به تن شان میکنند، خرج می شود.


یک راه اساسی و واقعی برای رهایی سرزمین ما وجود دارد و آن باطل کردن سحر این تفکر « حق من کو؟» با تفکر «من هیچ حقی از این سرزمین ندارم» و در مرتبه مثبت تر« من حق ایران هستم» می باشد.
اما کدام «من» حق ایران است؟


من افسرده؟دلمرده؟نومید؟نگران؟ یا منِ تلاشگر، با ایمان، امیدوار، خستگی ناپذیر برای ایران؟


اگر به این تفکر ملحق شدی، باید چشمانت را به فخر فروشی دزدان معتبر و محترم ببندی و مردانه سینه ات را برای ایران سپری کنی، یقین بدان که خداوند در این راه پشتیبان تو خواهد بود. نگذار لشگر مردگان، با چنگالهای استخوانی متزلزلشان برای چاپیدن و قاپیدن و بردن و خوردن، شما را فریب بدهد،آنها تجسد عینی ابلیس هستند، ولو اینکه برخلاف این بنظر برسند!

بهمن ابراهیمی

نام
ایمیل
پیام
حداکثر تعداد کاراکتر : 1000
کد امنیتی
متن تصویر زیر را در کادر مورد نظر وارد نمایید.
captcha
loading...
باز گشت به صفحه اصلی باز گشت به صفحه مطالب
...:::: تمامي حقوق اين سايت برای سامانه تغذیه هوشمند محفوظ می باشد ::::...
...:::: کپی برداری از مقالات سایت با ذکر منبع بلامانع است ::::...
Design By: Ahmad
|||