بستن
نام کاربری:
رمز عبور:
فراموشی رمز عبور؟ عضویت
به ما بپیوندید
صفحه اصلی عضویت راهنمای عضویت سوالات متداول درباره ما تماس با ما
امروز يكشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸
انتخاب رنگ زمینه:
افراد آنلاین :  4
بازدید امروز : 118
بازدید دیروز : 2.285
تعداد کل بازدید :  25118696
بهترین حالت نمایش سایت
در مرورگر Firefox
نوکر فرهنگ تغذیه غلط نباشیم

متاسفانه در شرایط کنونی، میزان خوردن غذا در هروعده با نوع تفکر ما رابطه مستقیم دارد تا با نیاز بدنی ما. یعنی ما ازمقدار غذای مورد نیاز بدن مان درهر وعده بی اطلاع هستیم، فقط چیزی که میزان خوردن ما را در هرمرتبه از تغذیه تعیین میکند، نوع افکار و ذهنیتی می باشد که در سرداریم و از فرهنگ مکرم خودمان آموخته ایم!


اگر شما مثل همه مردم به سه وعده اصلی صبحانه و ناهار و شام باور داشته باشید، یقیناً سعی میکنید سهم اصلی غذا خوردن شما در همین وعده ها باشد، و در میان وعده ها فقط به قدر رفع جوع یا دردگرسنگی غذا میخورید ومنتظر وعده اصلی می مانید و در آن هنگام، حسابی از خجالت شکمتان در میآید.


در واقع طبق چنین فرهنگ و ذهنیتی، مسئله اصلی ما نیاز بدن مان نیست، بلکه نیاز فرهنگ و آداب و رسومی می باشد که به آن پایبند هستیم. فرهنگ به ما می گوید اگر صبحانه به وقتش نخوردی، درهنگام ناهار حسابی بخور وجبران کن، دولپی بخور. اگر خوردن برنج با قاشق کفایت نمیکند، بریز داخل نان لواش و با سمبه هل بده بره داخل! اگر ناهار سرت شلوغ بود نتوانستی غذا بخوری، عوضش میتوانی هنگام شام دو برابر بخوری و روی کاناپه جلوی تلویزیون رها بشوی و بعد از تخلیه گازهای مختلف از بدن، امکان نفس کشیدن و حرکت کردن پیدا بکنی!


در این طرزتفکر اصلا خواست و نیاز و علامت وسیگنال بدنی، هیچ اعتباری ندارد. ذهن ما خوردن غذای کافی در میان وعده ها را نادرست و نابجا می داند. ولی خوردن غذا به هر میزان را در وعده های اصلی کاملاً‌مجاز و مشروع تلقی میکند. اگر شما در میان وعده خودتان بخواهید از غذاهای اصلی استفاده کنید، مثلا خورشت قورمه سبزی را ساعت 10:30 قبل از ظهر بخورید، هرکسی که شما را ببیند، چنانچه مستقیماً‌به خودتان نگوید که دیوانه شده ای، قطعاً‌ پشت سرتان صفحه میگذارد که «فلانی را می شناسی! اوضاعش خیلی خرابه، بیچاره مخش را داده اجاره، کلا قاطی کرده. ساعت 10 صبح داشت قورمه سبزی میخورد!»

 


مگر برای بدن شما تفاوتی میکند که قورمه سبزی را ساعت 10 صبح بخورید یا 13 ظهر؟

برای بدن هیچ تفاوتی نمیکند، برای بدن این مهم است که مواد مغذی و ضروری آن از منابع مختلف و متعدد تامین بشود.لذا برایش هیچ فرقی نمیکند که شما صبحانه چلوکباب بخورید، یا نان پنیر و چای شیرین!


این فرهنگ است که چنین نسخه ای را برای ما پیچیده است که صدالبته غلط و نادرست است.


ما به اسارت فرهنگ درآمده ایم. البته قوانین و فرمولهای فرهنگی همیشه اینقدر مزخرف و احمقانه نیستند، ولی ما بعنوان انسان حق داریم این سئوال را ازخودمان بپرسیم که چرا نباید صبحانه جوجه کباب بخورم؟ مگر چه اتفاقی می افتد؟ معده نمی پذیرد و آنرا بیرون می ریزد؟ و یا انکار خدا و کفر است؟


البته هیچ دلیل و ضرورتی برای جدال و ستیزه در این زمینه وجود ندارد، شما میتوانید صبحانه همان چای شیرین و نان و پنیر خودتان را طبق فرمول تغذیه هوشمند بخورید و لذت ببرید و در وعده ناهار نیز جوجه کباب خود را بخورید. ضرورتی برای بهم ریختن نظم موجود وجود ندارد.


بحث ما تمرکز و توجه به فرمولهایی است که در مغز ما فعالیت میکنند و ما را مثل ابزار بی اختیار و بی اراده به کار میگیرند. شبیه سربازان پادگانهای نظامی شده ایم که وظیفه شان فقط و فقط اطاعت از دستور فرمانده است. هرچقدر شبیه آدم آهنی باشند، همانقدر به استاندارد یک نظامی ایده ال تبدیل می شوند.


ما نمیخواهیم یک سرباز احمق برای فرهنگ تغذیه ای باشیم. ما حق داریم بپرسیم، حق داریم دلیل چنین فرهنگی را ریشه یابی کنیم و بفهمیم. اگر چنین کاری نکنیم، سرنوشت مان هزار سال آینده نیز همینطور باقی خواهد ماند.


میخواهیم چشم اندازمان را عوض بکنیم. افق جدیدی برای زندگی بیابیم، حداقل برای خوردن و آشامیدن خودمان. این زاویه نگاه فعلی و مرسوم نسبت به خوردن و آشامیدن که از انسان های اولیه دوران شکارچی به ارث رسیده است را باید اندک اندک کنار بگذاریم. ناسلامتی ما انسان متمدن قرن 20 و 1 هستیم!


بنابراین کسانی که از الگوی تغذیه هوشمند پیروی میکنند، وارد یک فرایند جدید تفکر نسبت به بخش مهمی از زندگی خودشان یعنی تغذیه می شوند. ما ساعت 6 یا 7 یا 8 یا 9 بعد از بیداری از خواب در اولین فرصت پس از احساس گرسنگی، غذا میخوریم. و هرغذایی را که دوست داشته باشیم میخوریم، هرغذایی را که به دلمان بچسبد و بنشیند را میخوریم و از آن کمال لذت را هم می بریم که هیچ بشری نبرده است. حالا شما اسم این ساعت غذا خوردن من را میخواهی صبحانه بگذار، دوست داشتی بگوناهار، یا بفرمایید من ساعت 6 صبح مشغول شام خوردن بودم!


هر اسم و لقبی خواستید روی این کار من بگذارید. نه برای من اهمیت دارد و نه برای بدن من!


چیزی که برای بدن و من اهمیت دارد این است که بعد از بیداری ازخواب و دریافت سیگنال گرسنگی، مشغول خوردن غذا بشوم. بنابراین لازم است فعالیت های روزمره خودم را بگونه ای برنامه ریزی و انسجام بدهم که بتوانم وقتی دچار احساس گرسنگی شدم، دراولین فرصت غذای محبوب و مورد علاقه و مورد نیاز بدنم را بخورم و از زندگی لذت ببرم و خدا را به خاطر اینهمه شکوه و جلالی که در بدن من قرار داده شاکر و مخلص و چاکر باشم.

بهمن ابراهیمی
 

«کانال خوش اندامی و لاغری دائمی»

نام
ایمیل
پیام
حداکثر تعداد کاراکتر : 1000
کد امنیتی
متن تصویر زیر را در کادر مورد نظر وارد نمایید.
captcha
loading...
باز گشت به صفحه اصلی باز گشت به صفحه مطالب
...:::: تمامي حقوق اين سايت برای سامانه تغذیه هوشمند محفوظ می باشد ::::...
...:::: کپی برداری از مقالات سایت با ذکر منبع بلامانع است ::::...
Design By: Ahmad
|||