بستن
نام کاربری:
رمز عبور:
فراموشی رمز عبور؟ عضویت
به ما بپیوندید
صفحه اصلی عضویت راهنمای عضویت سوالات متداول درباره ما تماس با ما
امروز چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸
انتخاب رنگ زمینه:
افراد آنلاین :  4
بازدید امروز : 642
بازدید دیروز : 2.171
تعداد کل بازدید :  25342706
بهترین حالت نمایش سایت
در مرورگر Firefox
چرا هر جا و با هرکسی یکجور غذا میخوریم؟

وقتی که انسان هدف روشنی در زندگی نداشته باشد، مقصد معلومی نداشته باشد، به راحتی همراه و همسفر دیگری می شود. وقتی که شما بصورت شفاف ندانید که میخواهید چطوری و با چه سبکی تغذیه بکنید، مثل همان آدم بلاتکلیفی هستید که نمیداند از کجا آمده و به کجا میخواهد برود. اتفاقات و آدم های دیگر برایش مقصد و سرنوشت زندگی را تعیین میکنند.


تغذیه یکی از مهمترین عادت های انسان محسوب می شود، هیچ کس بی نیاز از خوردن نیست و همین دلیل محکمی است که هر کس یا هر انسانی شخصاً‌منطق مشخصی و روشنی برای تغذیه داشته باشد.


این جهان کاملا خصوصی انسان است. ما یک دستگاه تغذیه همه کاره نیستیم!


ما یک مخلوط کن برقی نیستیم که هرکسی و هرچیزی داخلش بریزند و به پریز برق بزنند و تمام!


ما یک هوشیاری یکه و یگانه و بی نظیر هستیم. بی نظیر هستیم هر چند که باور نداریم.


پس زندگی هر انسانی بر یک اساس و مبنا استوار است که هوشیاری بی نظیر اوست. با قبول یا عدم قبول یا پذیرش و عدم پذیرش این فلسفه توسط ما،‌حقیقت ذره ای تغییر نخواهد کرد. فقط نتیجه عوض خواهد شد.


هرکسی باور که کند بی نظیر و یگانه است، نتیجه تفکر و اعمالش کاملا متفاوت از دیگریست که متضاد می اندیشد.


وقتی ما فکر میکنیم که یکی از اعضای گله انسانی هستیم، پس به بقیه گله نگاه میکنیم که چطوری زندگی میکنند، چطوری میخورند، چطوری میخوابند، بخاطر چی می خندند، بخاطر چی گریه میکنند، و....


اما وقتی فهمیدیم که ما همه یک هوشیاری بیش نیستیم ولی در ساحت یگانه و بی مثال خودمان، جلوه گر شده ایم، آن وقت مثل هیچ کس نخواهیم بود. درهیچ کاری. شان شما همین است و بس و به کمتراز این رضایت ندهید. نگذارید قهر دیگران شما را به قهر و رنجش بکشاند. نگذارید، لبخند دیگران شما را به خندانت. هرچه هستید خودتان باشید. خوب یا بد، زشت یا زیبا. از زیر سایه دیگران بیرون بیایید. سایه خورشید خود را بجویید و سپس آن سایه را نیز بزدائید تا کاملا نور شوید.


این مقصد ماست یعنی شماست پس مقصد من است.


یکی از جاهایی که سایه دیگران روی آن افتاده است، همین غذا خوردن است. طوری غذا میخوریم که گویی بخاطر دیگری و برای شکم دیگری میخوریم. طوری غذای میخوریم که گویا مواد غذایی به ما دستور میدهند چطور بخوریم و چقدر بخوریم.


هوشیاری مان در هنگام خوردن کاملا نیست می شود تا ما تماماً همرنگ دیگران و همرنگ محیط باشیم، مستتر!
ما باید برای همه مراحل تغذیه، سبک روشن و قاطع خودمان را داشته باشیم. منطق یک شیوه آنقدر طبیعی و شفاف و روشن باشد که ذره ای شک و تردید به دلمان راه نیابد:‌آیا به روش درست تغذیه میکنم یا غلط؟


یکی از چیزهایی که تعیین میکند ما چطوری و چقدر غذا بخوریم، نوع مواد غذایی،کیفیت آن و محلیست که در آنجا غذا میخوریم!


به محض اینکه غذای با کیفیتی نصیبمان بشود، یا حجم غذایمان کم و زیاد بشود، یا جای تغذیه مان تغییر بکند، سبک تغذیه ما نیز بهم می ریزد. وقتی در منزل غذا میخوریم یکجور است، وقتی با دوستانمان میخوریم یکجوراست، وقتی با یک آدم سرشناس همسفره هستیم یکجور، وقتی در یک رستوران شیک هستیم یکجور دیگر میخوریم،....


وقتی ظرف بزرگتر باشد غذای بیشتری میخوریم، و وقتی ظرف کوچکتر باشد، کمتر میخوریم،
وقتی غذا زیاد باشد یا متنوع و گوناگون باشد، خوردن همه غذا و ازهمه نوع را حق طبیعی خودمان میدانیم.
در وعده های کذایی صبحانه و ناهار و شام زیادتر از بقیه وعده ها غذا میخوریم، حق خودمان میکنیم که معده را در حد ترکیدن پر کنیم!


در میان وعده ها ته بندی میکنند، چون از اسمش معلوم است که میان وعده است،
وقتی غذای مورد علاقه مان را میخوریم، کاملا یک آدم دیگری می شویم تا وقتی که غذای برخلاف باب میلمان را بخوریم.


خوردن در فست فودیها متفاوت از خوردن مان در رستوران های سنتی است.


همه این شرایط و آدم ها روی سبک تغذیه ما اثر میگذارند، در حالیکه بدن ما همیشه یکسان است، نیازهایشان معلوم است و به مقدار معلومی هم غذا میخواهد!


و بدتر از همه اینکه وقتی به نتایج بد و ناخواسته می رسیم، سعی میکنیم معجزه بکنیم و کاری بکنیم که خدا نیز تاکنون نتوانسته در مورد اکثر آدم انجام بدهد:‌ تغییر دادن آدم ها.


و شرط تغییرعادت های خود را، تغییر بقیه مردم میدانیم؛ اگر همسر بگذارد، اگر بچه هایم دست از سرم بردارند، اگر مامانم بی خیال من بشود، اگر رئیس مغرور و بداخلاقم اجازه بدهد و...


اگر وضع مالی ام خوب بشود،


اگر نظام تغذیه ای کشور اصلاح بشود،


اگر نظام سیاسی کشور تغییر بکند،


اگر ....


و چون این چیزها به این سادگی تغییر نمیکنند، پس ما در درون تخم مرغ شخصیت کاذب مان فاسد می شویم! مرده و افسرده می شویم!


و همه چیز را به حال خودش رها میکنیم. باری به هرجهت می شویم. و اسمش را میگذاریم من دیگر تسلیم امر خدا شده ام. هرچه قضای او اقتضا بکند همان می شود!!


ای کاش بجای اینهمه تلاش بیهوده و در آخر پناه بردن به دامن خدای خیالی خویش، راه ساده و روشنی که خدای واقعی در اختیار مان قرار داده است را طی میکردیم.


از قوانین طبیعی و شفاف بدن مان پیروی میکردیم. یاد میگرفتیم که بدن من چه وقت گرسنه می شود؟ چه وقت سیر می شود؟ به چقدر غذای نیاز دارد و چه غذایی را دوست دارد بخورد؟


بدون اینکه از هیچ کسی دیگر بپرسم و جستجو نمایم.


پس، به فکر تغییر شرایط نباشید، به فکر تغییر آدم های اطرافتان هم نباشید. خیلی از آنها را شما نمیتوانید عوض کنید. شما مسئول رفتار و کردار خودتان هستید. خودتان را اصلاح کنید، و اصلاح خودمان بدان معناست که الگوی خاص تغذیه خود را پیدا بکیم و یقینا پایبندی و تعهد عملی شما، هزار مرتبه بیشتر از حرف زدن و نصیحت کردن و توصیه زبانی اثرگذار خواهد بود. و بزودی شما الگوی بسیاری از دوستان و آشنایان قرار خواهید گرفت. مومن و صبور باشید برای کشف خودتان. این وعده خداست.

بهمن ابراهیمی
 

«کانال خوش اندامی و لاغری دائمی»

نام
ایمیل
پیام
حداکثر تعداد کاراکتر : 1000
کد امنیتی
متن تصویر زیر را در کادر مورد نظر وارد نمایید.
captcha
loading...
باز گشت به صفحه اصلی باز گشت به صفحه مطالب
...:::: تمامي حقوق اين سايت برای سامانه تغذیه هوشمند محفوظ می باشد ::::...
...:::: کپی برداری از مقالات سایت با ذکر منبع بلامانع است ::::...
Design By: Ahmad
|||